کد خبر: 4332014
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۰
همراه با انقلاب/ 9

مأموریتی که ناکام ماند + فیلم

سران غربی در کنفرانس گوادلوپ از حیات سلطنت محمدرضا پهلوی ناامید شدند و تصمیم به برداشتن حمایت خود از او گرفتند. کارتر بعد از این کنفرانس، تصمیم گرفت برای حفظ یکپارچگی ارتش شاهنشاهی، افسری بلندپایه از ژنرال‌های آمریکایی را برای پیاده کردن طرح جدیدش راهی ایران کند؛ این افسر عالی‌رتبه کسی نبود جز «ژنرال رابرت هایزر».

ژنرال هایزر

به گزارش ایکنا از آذربایجان‌شرقی، روزهای منتهی به ۱۷ دی‌ ۱۳۵۷ که بختیار مسئولیت نخست‌وزیری را در اختیار گرفت، والری ژیسکاردستن رئیس‌جمهور فرانسه از سران دولت‌های آمریکا، انگلیس و آلمان غربی درخواست کرد به گوادلوپ یکی از شهرهای فرادریایی فرانسه در دریای کارائیب سفر کنند تا به‌طور غیررسمی راجع به بحران‌های بین‌المللی با یکدیگر به بحث و تبادل‌نظر بپردازند. یکی از مهم‌ترین این بحران‌ها، مسائل مربوط به نهضت اسلامی مردم ایران بود که بزرگترین دغدغه سیاسی رهبران کشورهای غربی شده بود.  کنفرانس گوادلوپ از ۱۴ تا ۱۷ دی‌ در جریان بود. در این جلسه جیمز کالاهان نخست‌وزیر انگلیس اوضاع ایران را بسیار بحرانی توصیف کرد و گفت که محمدرضا پهلوی تسلط خود را بر اوضاع از دست داده است و هیج راه‌حلی برای جانشینی وی وجود ندارد، زیرا مردان سیاسی که در صحنه باقی مانده‌اند، چندان توانا به‌نظر نمی‌رسند به علاوه بیشتر آنها به‌واسطه ارتباط خود با محمدرضا پهلوی و فقدان تجربه سیاسی از ایفای نقش حساس در این دوره بحرانی، انتقال ناتوان هستند. 

اما جیمی کارتر اعلام کرد اوضاع ایران به کلی تغییر کرده است محمدرضا پهلوی دیگر قادر به ماندن و ادامه­ حکومت نیست؛ زیرا مردم به هیچ وجه خواهان او نیستند، او همچنین به توانایی ارتش برای کنترل اوضاع امیدوار بود و گفت از آن جایی که سران ارتش تحصیل‌کرده­ آمریکا هستند، روابط نزدیکی با فرماندهان ارتش آمریکا دارند. به این ترتیب اعضای شرکت‌کننده در گوادلوپ که کمترین امیدی به بقای محمدرضا پهلوی نداشتند، ناگزیر شدند با رفتن او از کشور موافقت کنند. در واقع کنفرانس گوادلوپ تحت‌الشعاع اراده ملت ایران قرار گرفت، اما به قول حسین فردوست «تصمیم کنفرانس گوادلوپ، تحمیلی بر محمدرضا نبود. او حدود یک ماه پیش طرح خروج خود از ایران را پیش کشید و اکنون ثابت شده بود که برای حفظ ایران هیچ راهی به جز خروج محمد رضا وجود ندارد.» به این ترتیب مقامات کشورهای غربی در این کنفرانس به این نتیجه رسیدند که ماندن محمدرضا پهلوی در ایران موجب گسترش بحران می‌شود و انتخابی جز بختیار یا مخالفان رژیم به رهبری آیت‌الله خمینی وجود ندارد.

برپایه روایت ژنرال هایزر که ۱۴ دی‌ماه وارد تهران شده بود، وی از طرف کارتر دستور داشت که مقدمات حفظ انسجام ارتش پس از رفتن محمدرضا پهلوی از ایران را فراهم کند و ارتش را به حمایت و تعهد نسبت به یک دولت غیرنظامی وفادار به آمریکا به رهبری شاپور بختیار وادار کند. همچنین فرماندهان ارتش موظف بوده‌اند در صورت سقوط بختیار طرحی برای یک کودتای نظامی فراهم کنند. باید اذعان کرد هیچ کدام از مقامات ایرانی اعم از محمدرضا پهلوی و فرماندهان ارتش از سفر هایزر به ایران خبری نداشتند و در جریان این سفر نبودند، این اقدام آمریکایی‌ها نامتعارف و در تضاد با تشریفات رسمی بود. بنابراین از همان ابتدای ورود هایزر به ایران با بدگمانی به مأموریت او نگریسته­ شد. 

به هر حال هایزر برای مأموریتی ویژه به تهران آمد تا دولت آمریکا را در تصمیم‌گیری‌های بعدی و اطلاع از اوضاع ایران یاری کند. او در طول مدت اقامت بیش از یک ماهه خود در ایران، فقط یک بار به دیدار محمدرضا پهلوی رفت و در آن جلسه، از روز و ساعت خروج وی از ایران مطلع شد. با وجود اینکه سفر وی به‌صورت محرمانه انجام شده بود، اما خبر ورود او در دو روز بعد، یعنی در ۱۶ دی ۱۳۵۷ فاش شد. این خبر در روزنامه‌های ۱۶ دی ۱۳۵۷ اعلام شد که معاون فرماندهی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) به‌دنبال تشکیل کنفرانس سران در «گوادلوپ» و در ساعات اولیه کنفرانس با مأموریت ویژه‌ای از طرف دولت آمریکا به تهران اعزام شده است. این جریان موجب پخش شایعاتی در میان مردم شد که آمریکا می‌خواهد کودتایی شبیه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی در ایران به راه بیندازد.

اما هدف از فرستادن هایزر به ایران بنا بر گفته خودش در چند مورد خلاصه می‌شد، یکی اینکه بعد از رفتن محمدرضا پهلوی از ایران باید فرماندهان می‌ماندند و در تثبیت دولت و در دست گرفتن اوضاع مملکت کمک می‌کردند. این مسئله از این جهت مهم بود که وفاداری فرماندهان ارتش به محمدرضا پهلوی آن‌قدر زیاد به نظر می رسید که به راحتی به فرمان بختیار گوش نمی‌دادند و به وی اعتماد نداشتند. بنابراین، هایزر باید این مسئله را حل می‌کرد و اعتماد آنها را به دست می‌آورد. مسئله دیگر تهیه‌ طرح اولویت‌ها برای نخست‌وزیر جدید بود، طرح‌های گسترده‌ برای توسعه اقتصاد، نفت، گمرک، بانک‌ها، برق و رسانه‌های همگانی وجود داشت. بدین ترتیب با ورود هایزر به ایران وی در سه زمینه شروع به فعالیت کرد: شکستن اعتصاب‌ها، تقویت روابط ارتش و بختیار و انجام اقدامات احتیاطی برای مقابله با سقوط دولت غیرنظامی. اما باید گفت تمام این برنامه‌ها راه به جایی نبرد زیرا فارغ از اینکه انقلاب سلامی در حال به بار نشستن بود، این فرستاده آمریکایی شخص مناسبی برای این مأمورریت نبود زیرا شناخت درستی از جامعه ایران نداشت و با جزئیات بحران ایران آشنا نبود. در ‌نهایت با گسترش دامنه اعتراضات و انقلاب، کاری از دست ‌هایزر و کاخ سفید برنیامد و چند روز پیش از پیروزی انقلاب تهران یعنی در ۱۴بهمن ۱۳۵۷خورشیدی، هایزر ایران را ترک کرد.

انتهای پیام
دبیر:
امرعلی گل محمدی
captcha